فرهنگ یک ملت نشانه وجود آن ملت و هویت آن است. که در طی قرون متمادی و در نتیجه عوامل متعدد جغرافیایی، اعتقادی، نژادی و اقتصادی شکل میگیرد به خوبی بر همگان روشن است که دوره استعمار به شیوه قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم گذشته است، زیرا نه جامعه جهانی چنین چیزی را می پسنند و نه نظام های جهانی حاضرند خطر هزینه های بالای انسانی و تدارکات را برای کشورشان بخرند و از سویی با ایزار رسانه و پیشرفت های تکنولوژیکی در زمینه امواج ماهواره ای و گسترش دنیای مجازی با شناخت تاریخی ، رفتاری و هدف گرفتن هویت و خواسته های مردمان یک سرزمین ، با استحاله فرهنگی کشورِ هدف، به استعماری به مراتب عمیق تر و تاثیرگذار تر دست می یابند از همین روی بسیاری از نظام های تصمیم گیری در کشورها به تکاپو و سرمایه گذاری برای حفظ هویت ملی، مذهبی و تاریخی کشور مطبوع خود پرداخته اند موسیقی در کنار زبان یکی از بخشهای هویت فرهنگی به شمار میرود. در فرهنگهای سنتی موسیقی نه تنها با شئون مختلف زندگی مردم ارتباط دارد، بلکه با تمام هنرها نیز مرتبط است؛ هنرهایی چون ادبیات شفاهی و کتبی، نگارگری، هنرهای نمایشی و آیینهای بومی… ایران زمین به عنوان کشوری که قومیت های مختلفی را از نژادهای متنوعی در خود جای داده است صاحب گنجینه های گرانقدری از شاخصه های رنگ به رنگ فرهنگی است که در عین وحدت و تفاوت تصویری بدیع و بی نظیر را خلق کرده است موسیقی یکی از گنج های به جا مانده از اعصار گذشته در میان فرهنگ این اقوام است.
موسیقی محلی و قومی، با تغییرات و فراز و نشیبهای زندگی مردم، ارتباط مستقیم دارد و در بخشهای مختلف زندگی آنها، نقش ایفا میکند. مثلاً در مراسم طلب باران، جشن درو، مراسم تولد، عروسی، مرگ و آیینهای گوناگون بومی، این نوع موسیقی نقش خاصی را بر عهده دارد به عقیده محمدرضا درویشی( پژوهشگر موسیقی اقوام ایران) موسیقی نواحی ایران آیینه دار فرهنگ و تاریخ شفاهی ایران استو بنیادیترین جنبه موسیقی محلی ایران، مصونیت شرقی نهفته در آن است در بررسی موسیقی محلی ایران، چند منطقه به عنوان مناطق اصلی نامیده میشود و بقیه به عنوان زیرگروه آنها در دسته بندی رایج قرار میگیرند. مراکز عمده این نوع موسیقی که به نام همان منطقه معروف است، عبارتند از: خراسان، آذربایجان، کرمانشاه، کردستان، لرستان، مازندران، ترکمنصحرا، گیلان، هرمزگان، بلوچستان و… که در این مقال قصد داریم به قصد آشنایی مخاطب عام نگاهی گذرا به موسیقی خراسان بیاندازیم امروزه موسیقی خراسان در دو حوزه شمال و شرق خراسان شنیده می شود که هر یک از این دو حوزه مختصات و ویژگی های خاص خود را دارد: موسیقی کردی، ترکی و ترکمنی در شمال خراسان و موسیقی فارسی و قسمی از موسیقی ترکمن های مهاجر در شرق خراسان قابل بررسی است.
موسیقی شمال خراسان موسيقي مقامي رايج در شمال خراسان را ميتوان به طور كلي، به چهار نوع موسيقي كه برگرفته از وجود قوميتهاي متفاوت است، تقسيم بندي نمود.
1-موسيقي مقامي كرمانجي
2- موسيقي مقامي تركي
3- موسيقي مقامي تركمني
4- موسيقي فارسي
از چهار نوع رايج موسيقي مقامي ياد شده سه نوع موسيقي كرمانجي، تركي و فارس در شهرستان قوچان رايج ميباشد. كه موسيقي تركمني در شمال خراسان خاص منطقه جرگلان بجنورد ميباشد. به طور يقين اين تنوع و تكثّر موسيقي در اين خطه برگرفته از نوع اعتقادات، باورها و همچنين آيينها و رسمهاي سنتي است كه موسيقي آيينهاي براي انعكاس اين باورداشتها و نيز بيان كننده احساسات، غمها، شاديها، تجلي شادي، شعف، شور و شادماني آنان است نوازندگان شمال خراسان را می توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد که عبارتند از: عاشق ها ،بخشی ها،لوطی ها 1- عاشق ها: عاشق ها قدیمی ترین و اصیل ترین هنرمندان این منطقه اند، عاشق ها نوازندگان سازهایی چون : سورنا، دهل قشمه، کمانچه و دایره اند هم چنین از رقصندگان بزرگ شمال خراسان به شمار می آیند آنها همچنینی مجری طوره به شمار می امدندف طوره نمایشی انتقادی و هجو امیز بوده است همراه با موسیقی 2-لوطی ها: که صاحب ساز دایره بودند، در حکم پیام رسانان جامعه آن زمان بودند و پیوسته در سفر بودند و وقایع، اتفاقات، خبرها و رویدادها را درجای جای این منطقه نقل می کردند. آنان نیز همچون عاشق ها حق انتقاد داشتند.
3- بخشی ها: بخشی ها، نوازندگان دوتار، آواز خوان و داستان سرا بوده اند. در باور مردم، بخشی کسی است که خداوند به او موهبتی عطا فرموده و او کسی است که توانایی این را دارد که هم داستان بسراید، هم سازش را بسازد، هم آهنگسازی کند و هم شعر و آهنگش را بخواند. پس با این تعریف هر نوازنده ای، بخشی نیست بخشی ها در میان کرمانج ها به پنج دسته تقسیم می شوند:
-بخشی های حماسه خوان که در حکم مورخان قوم خود هستند؛ نظیر سهراب محمدی
-بخشی های دینی و مذهبی که داستان های مذهبی و دینی را می خواندند؛ نظیر غلامرضا آلمه جوقی
-بخشی های بارگاهی که در خدمت حاکمان و والیان بودند؛ ولی از بیان برخی از داستان ها و آهنگ ها ـ چه حماسی، چه صوفیانه و چه دینی و مذهبی ـ یا عاجز بودند یا با همه دانایی و آگاهی به آنها، از اجرای این روایات و حکایات در بارگاه خان ها ابا می ورزیدند و آهنگ های بی کلام می ساختند.
-بخشی های مردمی که از دهه ۱۳۳۰ پدید آمده اند و راوی فرهنگ میانه در جامعه هستند که به آنها شلوغ گر نیز می گفتند.
بخشی های درمانگر که در میان کرمانج ها وجود ندارد. آخرین نسل آنها مرحوم حسین یگانه بود که هم به درمانگری با کلام و آواز و هم به درمانگری گیاهی آشنایی داشت و مقامات درمان را به خوبی می دانست.
از هنرمندان معاصر موسیقی کرمانجی و ترکی شمال خراسان می توان به «حسین ولی نژاد»، «روشن گل افروز»، «محمد یگانه» و علیرضا سلیمانی اشاره کرد.
سازها:
1- دوتار، داراي 13 پرده است و اين ساز را نوازندگان برحسب نوع زبان شعر كه فارسي، تركي يا كرمانجي است، كوک مينمايند
2- كمانچه
3- قوشمه، از جنس ساق پاي قره قوش تهيه ميشود، به علت وجود ارتفاعات هزار مسجد و كوهستاني بودن مناطق شمال خراسان اين پرنده در گذشته به وفور يافت ميشده است.
4- ني، از ساقه ني تهيه ميشود.
5- سرنا، يک ساز بادي است
6- دهل، ساز كوبهاي است كه از چوب و پوست آهو تهيه ميشود.
7- ديره يا دايره، ساز ضربي و از دو بدنه چوبي و پوستي تهيه ميشود.
موسیقی شرق خراسان
این حوزه موسیقایی شامل شهرهای تربت جام، تایباد و خواف است که نقاط مشترک زیادی در نغمه ها و آواهای موسیقی با هم دارند.
موسیقی این منطقه نیز به دو بخش سازی وآوازی تقسیم می شود. موسیقی سازی شامل مقام های بی کلام و مقام های آوازی شامل آوازهایی است که غالباً با دو تار و گاهی نیز با نی محلی یا سرنا اجرا می شود. برخی نیز مثل آوازهای پادایرگی نیز صرفاً با دایره اجرا می شود
. در حوزه شرقیمرکزی، موسیقی وا شعار همگی فارسی است و از آهنگهای کردی و ترکی خبری نیستالبته در این میان به آهنگهایی نیز برخورد می شود که نوازندگان هر دو منطقه آنها را اجرا می کنند. یکی از این آهنگها، نوایی است که در موسیقی هر دو منطقه جزو مقامها و آهنگهای اصلی محسوب می شود
دوتار نوازی درتربت جام، خواف و تایباد (و تا حدودی کاشمر) از روش و سبک واحدی تبعیت می کند، گرچه اختلافاتی را که در نحوه زدن مضراب ها، تحریرها و گویشها وجود دارد. نمی توان از نظر دور داشت. دوتار در این منطقه بیشتر در مراسم شادی استفاده می شود. استفاده از دوتار در این گونه مراسم همیشه انفرادی بوده است. به نوازنده دوتار در این منطقه بخشی نمی گویند، بلکه اوسا (اوستا) نامیده می شود. در مراسم سوگواری از دوتار استفاده نمی شود. دوتار در این منطقه دارای استاندارد خاصی از لحاظ اندازه نیست. دوتار در این منطقه در اصل دارای هفت یا هشت پرده است که اخیرا با دوتارهای دوازده، سیزده پرده ای نیز می نوازند. برروی دسته تار، گاه دو یا سه پرده برای ایجاد فواصل ثلث پرده بسته می شود مرحوم ذوالفقار عسکریان نوازنده چیره دست دوتار که اصلا اهل کاشمر است، با ساز شانزده پرده ای می نواخت که تا حدودی دو پرده دیگر روی صفحه ساز پیش می رود. او می گوید که پدر او نیز با ساز دوازده پرده ای می نواخته است.
کوکهای متداول دوتار در این منطقه معمولا کوک چهارم و پنجم است. در کاشمر این کوکها رایج است:
1 – کوک چهارم، به نام کوک شیخ احمد جامی، برای اجرای مقام الله، چهاربیتی و…؛
2 – کوک پنجم، برای اجرای آهنگهای اشتر خجو، صیاد
3 – کوک دوم، به نام کوک کردی، برای اجرای شاختایی، الله مزار و…؛
4 – کوک اکتاو، به نام کوک مثنوی، برای اجرای آهنگ مثنوی کاشمری مبتکر این کوک نامألوف، ذوالفقار عسکریان است دوتارهای قدیمی از سازهای امروزی کوچک تر بوده است. سازهای رایج در این منطقه عبارتند از: دوتار، ساز (سورنا)، دهل [به نوازندگان ساز و دهل در این منطقه دهلی می گویند]، دو بوقه از جنس نی که مضاعف است و شبیه قشمه و دوزله است (دوبوقه استخوانی در این منطقه کمتر دیده می شود، در کاشمر این ساز از جنس استخوان است)، نی هفت بند و دایره که همراهی کننده دوتار نی است. کمانچه در این منطقه وجود ندارد. از دوتار نوازان برجسته در این منطقه می توان از عثمان خوافی، مرحوم پورعطایی، مرحوم ذوالفقار عسکریان، سرور احمدی ، مرحوم در پور،و… نام برد. فاروق کیانی نیز از استادان رقص تربت جام است که هنوز به فعالیت خود ادامه می دهد. از آهنگهای اصلی این منطقه می توان از: چهاربیتی، دوبیتی، غریبی، نجما، سرحدی، نوایی، مقوم (مقام) الله و…. نام برد پ.ن: موسیقی محلی و نواحی ایران گنجینه ای است عظیم وگرانقدر که در صورت عدم توجه این گنجینه هویتی ازبین خواهد رفت، در سالهای اخیر،بسیاری از اساتید این حوزه چون حاج قربان سلیمانی، نورمحمد در پور، غلامعلی پورعطایی، ذوالفقار عسگریان ، مرحوم سمندری، شیخ محمد بیابان گرد،آقا جان عطایی و… از جامعه رخت بر بسته اند و از انجاییکه این موسیقی و داشته سینه به سینه انتقال می یابد، با خود بسیاری از نغمه های ناب خراسان را نیز برده اند، بسیاری از این اساتید در وضعیت معیشتی بدی زیست می کرده و می کنند که اصلا شایسته و بایسته انها نیست برای این سرزمین با این قدمت و ادعای پاسداشت هویت ملی؛ در عین بالیدن ،جای درد بسیار است که نشریات پر مخاطب فرانسه از استاد سلیمانی در تیتر اولشان بنویسند ” كسي كه درهاي بهشت را روي غرب گشود” یا ” گنج راستین ملی” بطوری که ایشان دردمندانه بگویند در فرانسه مرا بیشتر از ایران می شناسند…
کاش بازماندگان را دریابیم و قدر بشناسیم
منابع:
ادبستان – شماره 37- دیماه 71- محمدرضا درویشی، بهمن بوستان
روزنامه همشهری – 9 فروردین – 1392
آشنایی با ساز دوتاراسطوره ها و موسیقی نواحی ایران – هوشنگ جاوید –مجله مقام موسیقیایی –آبان و آذر1385